اصفهان

توی این دو روز اقامتمان در اصفهان و دیدن اینهمه بنای فیروزه ای و آجری و خشت و گلی احساس میکنیم چشمهایمان از دیدن رنگ فیروزه ای کمی خسته شده و آن قسمت از قشر مغز که مسئول تشخیص این رنگ است انگار دلش تنوع میخواهد این است که تصمیم میگیریم برای تنوع هم که شده اندکی از بناهای تاریخی لاجوردی بیرون آمده و سری به تفریحگاههای متفاوت هم بزنیم که یکی از آنها،باغ گلهاست.

تاریخ انتشار: يکشنبه 9 تير 1392
print
تعداد بازدید : 248  تعداد نظرات : 0

توی این دو روز اقامتمان در اصفهان و دیدن اینهمه بنای فیروزه ای و آجری و خشت و گلی احساس میکنیم چشمهایمان از دیدن رنگ فیروزه ای کمی خسته شده و آن قسمت از قشر مغز که مسئول تشخیص این رنگ است انگار دلش تنوع میخواهد این است که تصمیم میگیریم برای تنوع هم که شده اندکی از بناهای تاریخی لاجوردی بیرون آمده و سری به تفریحگاههای متفاوت هم بزنیم که یکی از آنها،باغ گلهاست.
 
 
 
 باغی مفرح و زیبا  با انواع گلها و درختان زینتی و جویهای روان و استخر و آبنماها  و آبشارصخره ای و برکه هایی که نیلوفران آبی از دل آن سربرآورده اند  و کلبه های قدیمی و کوچه باغها و... تا چشم کار میکند اینجا سبز است و سرخ و صورتی و بنفش و زرد و ارغوانی و خلاصه بهشت برینی است برای خودش و اینهمه شادابی و طراوت که از دریچه چشم به اعماق روح راه پیدا میکند روحمان را عجب نوازش میدهد و تلطیف میکند
 
پیدایش چنین بهشتی ممکن نیست جز در شهری که آوازه  صنعت  و هنر و خلاقیت  و سختکوشی مردمانش قرنهاست که عالمگیر شده است .دراین باغ انواع گونه های گیاهی از زینتی بگیر تا دارویی و خوراکی به عمل می آید و وقتی که پا تویش میگذاری دیگر بیرون آمدنت با خداست
 
یکی دیگر از مکانهای تفریحی اصفهان باغ پرندگان است که در منطقه ای به نام پارک ناژوان احداث شده این باغ که برای اولین بار در کشور و به همت شهرداری اصفهان در زمینی به وسعت ۵۵هزار متر مربع احداث شد ، در حال حاضر یکی از زیباترین مراکز تفریحی ایران است .گونه های متنوعی از پرندگان نواحی مختلف جهان در این باغ نگهداری میشوند آنهم در اکوسیستمهایی کمابیش مشابه اکوسیستم طبیعی خودشان  بطوریکه به جز پرندگان شکاری و آنها که کمیاب هستند ، بقیه از هفت دولت آزادند و برای خودشان حسابی میچرخند و عشق میکنند البته در زیر توری  به مساحت ۱۷ هزار متر مربع که ۳۲ متر هم ارتفاع  دارد  با اینحال بعید میدانم که زبان بسته ها خودشان خبر داشته باشند که همگی به نوعی اسیرند و زندانی
ین باغ دارای استخرهای متعدد برای انواع پرندگان آبی، قفسهای بزرگ برای پرندگان شکاری که کف آن حالت صخره ای دارد تا پرندگان نواحی سنگلاخی و بیابانی احساس کنند در خانه خودشان هستند  فضای سبز برای پرندگان مناطق جنگلی و آکواریوم برای آن پرندگان نازنازی کمیابی که به تغییرات دما خیلی حساسند مثل این توکای خوشگل داخل آکواریوم که هرکار کردم نتوانستم از پشت شیشه یک عکس از این زیبای بی همتا بگیرم برای همین مجبور شدم این عکس را از اینترنت کش بروم
 
نکته قابل توجهی که در مورد این باغ شنیده ام این است که هزینه نگهداری این باغ و پرندگانش بیش از دو برابر درآمد حاصل از فروش بلیط است واگر اوضاع به همین منوال ادامه پیدا کند  به این باغ منحصر بفرد که نمونه اش را در هیچ جای دیگر ایران نداریم،به زودی درش تخته میشود
 
از باغ پرندگان که بیرون می آییم دیگر عصر است و هنوز جاهای دیدنی زیادی مانده که ما باید بر اساس اولویت به آنها  سر بزنیم چرا که وقت تنگ است و امکان دیدن همه اماکن اصفهان فراهم نیست بنابراین باید بهترینها را گلچین کنیم و از بقیه صرف نظر. «حمام علی قلی آقا »یکی از این بهترینهاست این حمام که یکی از حمامهای  تاریخی معروف به جا مانده در ایران است تا سال 1372  به مدت 300 سال همچنان قابل استفاده بوده تا اینکه از آن سال به  بعد پس از مرمت تبدیل به موزه مردم شناسی اصفهان شده  و ماکتهای زیبایی  زینت بخش اتاقها و دالانهای حمام شده اند که فرهنگ و آداب و رسوم اصفهان را با زبان بی زبانی بیان میکنند .متاسفانه وقتی به حمام میرسیم که با درهای بسته آن مواجه میشویم و وقتی میفهمیم که همین نیم ساعت پیش ،ساعت کاریش تمام و تعطیل شده دلمان حسابی میسوزد چون امروز آخرین روز اقامتمان در اصفهان است و باید فردا اصفهان را ترک کنیم.
 
همانجا در محله قدیمی علی قلی آقا چرخی میزنیم و از آثار تاریخی دیگر محله ازجمله بازار و مسجد علی قلی آقا (یکی از خواجه سرایان صفویه و بانی این بناها ) دیدن میکنیم و بلافاصله روانه مقصد بعدیمان «مسجد جامع اصفهان» میشویم که راجع به آن بسیار شنیده و خوانده ایم . کوچه پس کوچه های تنگ و باریک ما را به طاقهای بازاری سرپوشیده و قدیمی میرسانند و ما مجبور میشویم ماشین را توی یک پارکینگ پارک کنیم و پیاده راه مسجد را از زیر بازارچه در پیش بگیریم و آنقدر برویم تا گنبد فیروزه ای ومناره های بلندش رخ نشان دهد .وقتی میرسیم که صدای اذان از مناره های مسجد بلند شده و کسبه اهل محل همگی با  آستینهای بالا زده و با شتاب به سوی مسجد روانه اند .
 
مسجد جامع اصفهان (مسجد عتیق ) همانطور که از اسمش پیداست، قدیمیترین مسجد ایران است اگرچه قدمت آن را به قرن دوم هجری نسبت داده اند ولی مدارکی در دست است که ثابت میکند این مسجد بر روی یک بنای مذهبی باستانی (آتشکده ساسانی ) ساخته شده .ساخت این مسجد را به اوایل دوره عباسیان نسبت داده اند که در طول دوره عباسیان بالاخص معتصم عباسی تکمیل و دارای تغییر و تزییناتی گشته هرچند که بیشتر ساختمان کنونی آن مربوط به دوره سلجوقی است روند تکاملی مسجد جامع در دوره های بعد هم همینطور ادامه داشته و صد البته کاشیکاریهایش هم داد میزند که مربوط به عصر فیروزه ای صفویه است و خلاصه هر پادشاهی که از گرد راه میرسیده برای اینکه از بقیه کم نیاورد چیزی به آن اضافه میکرده  تا جاییکه حتی فتحعلیشاه قاجارهم از قافله عقب نمانده و یک لوح مکتوب که نامش روی آن حک شده، به آن چسبانده حالا کسی نیست به او بگوید آخر مرد حسابی تو با آن دو عهد نامه ننگینی که با روسهای فرصت طلب بستی نامت را تا ابدالدهر توی اذهان مردم حک کردی دیگر چه نیازی به این قرتی بازیها
 
وقتی وارد مسجد میشویم صدای اذان مغرب  که از مناره های هزارساله  پخش میشود همه محله را پرکرده و مردان و زنان در صحن مسجد به صف ایستاده اند تا نماز بخوانند شاید اکثر آنان ندانند که این مسجد به تنهایی کلکسیون هزار واندی ساله ایست که هنر همه قرون و اعصار دوران اسلامی را یکجا در خودش جمع کرده واز این لحاظ هیچ بنای تاریخی دیگری رقیب او نیست .با چادر سفیدی که متولی مسجد به من داده وارد مسجد میشوم و گشتی توی صحنش میزنم و دلم میگیرد از اینهمه بیمهری که در حقش شده .این مسجد غمزده انگار دردهای فراوان توی سینه دارد از تخریب و آسیبهای شدید که به سبب عبور و مرور افراد متفرقه به پیکره اش وارد شده ،از میخهایی که روی دیوارهایش کوبیده شده ،از نرده ها و دیوارهای فلزی که به اسم حفاظت در کالبد تاریخی اش گذاشته اند افسرده است کاش نمازگزارانی که برای اینکه از صف نماز جماعت عقب نمانند با موتورهایشان به صحن مسجد وارد میشوند و آن متولی که نگران است که مبادا زنان بدون چادر حرمت مسجد را از بین ببرند، در مقابل چسباندن آگهی ترحیم به کاشیهای عتیقه مسجد هم واکنشی نشان میدادند .کاش یکی از این نمازگزاران میتوانست جواب صحیحی به سئوال من «این مسجد چقدر قدمت دارد» بدهد .
 
از مسجد جامع به دیدن پل خواجو میرویم .چراغهای پلها که شبها روشن میشوند زیبایشان دیگر قابل وصف نیست و چه حیف که بدون زاینده رود وجود این پلها مفهومی ندارد .دلم میگیرد و باز آن تصاویر رویایی افسونگر نقش جهان که لحظه ای از جلوی چشمانم محو نمیشوند صدایم میکنند رستوران سنتی آنجا را برای خوردن بریانی اصفهان بهانه میکنم و رهسپار نقش جهان میشویم تا شاید آن تصاویر جادویی نقطه پایانی باشند بر این سفر
 
صادق هدایت در کتاب «اصفهان نصف جهان »میگوید وقتی که انسان شهری را وداع میکند مقداری از یادگار ،احساسات و هستی خودش را در آن شهر جا میگذارد و مقداری از یادبودها و تاثیر آن شهر را با خودش میبرد.من به این گفته ایمان دارم چراکه گمان میکنم اندکی از هستی ام را اینجا جا گذاشته باشم شاید لابلای این کاشیهای معرق هفت رنگ که هر بار نگاهشان میکنم تلالوشان تا عمق وجودم نفوذ میکند ...
پایان

نظرات

  اولین کسی باشید که موافقت خود را اعلام می کند
اولین کسی باشید که مخالفت می کند
 
      ارسال
نمایش 0 نظر
مرتب سازی
اولین کسی باشید که نظر می دهد اصفهان

گروه هیراد