ماخونیک شگفت انگیز

هنوز هم خیلی ها این روستا را سرزمین آدم های کوتاه قد می شناسند؛ یکی از روستاهای شگفت انگیز شناخته شده از ایران که در استان خراسان جنوبی و در نزدیکی مرز افغانستان قرار گرفته است. گرچه امروزه مشخص شده که علت کوتاهی مردم روستای «ماخونیک». نبود امکانات دارویی و مواد غذایی بوده. اما هنوز هم خیلی ها به اشتباه این روستا را سرزمین «لی لی پوت ها» نام گذاری کرده اند. جدای از این مسئله، ماخونیگ دیدنی های زیادی دارد. سبک سنتی زندگی مردم، معماری خانه ها، باغداری و آبرسانی آنها بسیار قدیمی است و هنوز با امکانات امروزی به روز نشده.

مسئله ای که شاید برای گردشگران جذاب باشد اما بر زندگی ساکنان آن سایه افکنده است. البته امروزه ساخت و ساز خانه های امروزی در این روستا آغاز شده و آنها که در این روستا مانده اند،کم کم خود را با زندگی مدرن وفق داده اند. اما هنوز هم قدم زدن در میان کوچه پس کوچه ها و دیدن خانه های آنها برای مسافران از شهر آمده، بسیار غریب است. ما هم در سفر به استان خراسان جنوبی سری به این روستا زدیم تا با نحوه زندگی آنها آشنا شویم.

 

ماخونیک شگفت انگیز

سفر به روستای ماخونیک

 

 

روستایی عجیب با مردمانی دوست داشتنی

این گوشه از ایران یکی از روستاهای شگفت انگیز جهان لقب گرفته

اینجا ماخونیک است؛ روستایی که می گویند. یکی از ۷ روستای شگفت انگیز جهان لقب گرفته است. مسیر رسیدن به این روستا را از بیرجند آغاز کردیم که در ۱۳۵ کیلومتری روستا قرار دارد. با اینکه ماخونیک، مقصد گردشگری مسافران خارجی و داخلی در خراسان جنوبی است، اما خیلی ها هنوز نام این روستا را هم نشنیده اند و اگر هم شنیده باشند اطلاعات نادرستی از آن و ساکنان آن دارند.

از روی نقشه و برای رسیدن به ماخونیک به جاده زدیم و در سرچشمه. در جاده «دُرُج» به طرف شرق و مرز افغانستان پیچیدیم. کمی بعد، جاده ای فرعی را به سمت شمال شرق رفتیم و ۱۵ کیلومتر مسیر کوهستانی، پر پیچ و خم و خلوت را طی کردیم تا به روستای ماخونیک رسیدیم. جایی که کمتر نام آن در آثار تاریخی به چشم می خورد ولی اینطور که از شواهد پیداست. سابقه زندگی در آن به قرن هاپیش می رسد. روستایی با سبک زندگی سنتی که خانه های کوچک قدیمی اش امروزه همسایه هایی تازه ساخت و جدید دارند.

 

نام ها و معانی

به روستا که می رسیم، کسی را در آن نمی بینیم. سر می گردانیم و فقط مردی را می بینیم که در پشت بام یک نانوایی مشغول کاری است. با او که به صحبت مشغول می شویم، کم کم بچه هایی هم سر می رسند و پشت در نانوایی بسته به صف می ایستند اینطور که خوانده ایم، هیچ سابقه مکتوبی از نام روستا در آثار تاریخی نیست جز در زمان ناصر الدین شاه قاجار که «کلنل چارلز ادواردبیت» که در کتاب سفرنامه خود به نام «سفرنامه خراسان و سیستان» از این منطقه نام برده و به توصیف آن پرداخته است.

البته در روستا سنگ نگاره ای به نام «سنگ سیاه » با نقش یک چوپان وجود دارد که نشانه ای از قدمت روستاست. احتمالا کوهستانی بودن و دور از دسترس بودن این روستا باعث شده تا از چشم تاریخ نگاران دور بماند. پاره ای از رسوم روستا مثل نخوردن چای، شکار نکردن، گوشت نخوردن و سیگار نکشیدن که تا ۵۰ سال پیش هم در ماخونیک رعایت می شده. شباهت هایی را با اخلاق و رفتار مانویان که تا مدت ها در سرزمین خراسان می زیستند به ذهن متبادر می کند.

در مورد نام روستا هم اختلاف نظرهایی وجود دارد. می گویند در آثار ۳۰۰ سال پیش نام روستا به صورت «مادخونیک» آمده عده ای هم نام روستا را به علت شکافی در کوه نزدیک روستا «ماده ماخونیک» دانسته اند که به مرور به ماخونیک تغییر یافته است. این احتمال مطرح شده که این نام از اسامی مانوی با قوم ماد گرفته شده باشد، ولی به هر حال معنای دقیق آن را کسی نمی داند.

به جز ماخونیک پنج خونیک دیگر هم در خراسان جنوبی و بر روی نقشه به چشم می خورد که احتمال داده اند، «ما» بزرگ تر بودن این خونیک را نسبت به خونیک های دیگر نشان دهد و معنای خونیک بزرگ را بدهد. عده ایی هم گفته اند چون «خونی» در عربی به معنی چشمه است، ماخونیک شاید به معنی چشمه ماد باشد. این نظر هم مطرح شده که چون واژه «ماد» به معنی شهر و کشور است شاید اینجا شهر خونیک معنی بدهد به هر حال در میان همه این اختلاف نظرها آنچه بیشتر به واقعیت نزدیک است برداشت خود اهالی است؛ «خونیک» در اینجا تلفظ محلی خنک است و شاید این نام را به خاطر هوای خنک این آبادی ها گذاشته باشند.

البته این را نباید فراموش کرد که ماخونیک فقط نام این روستا نیست، بلکه نام منطقه ای است با ۱۲ روستا که روستای ماخونیک را هم شامل می شود. روستاهایی به نام های «کفار»، «چاپن سر»، «تونک»، «سفال بند»، «سولابست»، «لجونک سفلی و علیا»، «کلاته بلوچ»، «دامدامه»، «میش نو»، «خارستو» و «جلارو».

 

ماخونیک شگفت انگیز

سفر به روستای ماخونیک

 

خانه های یک متری

ماشین را کنار نانوایی پارک می کنیم و عازم کوچه های روستا می شویم. روستای ماخونیک، به روستای کوتاه قدان ایران مشهور شده و عده ای گمان کرده اند که مردم این روستا به لحاظ ژنی کوتاه قد هستند. نکته ای که باید با تحقیق و پژوهش به آن رسید وقتی در مورد این موضوع با چند نفر از اهالی ماخونیک صحبت می کنیم، می فهمیم که خودشان عم علت را ذاتی می دانند. با توجه به اینکه در ۵ دهه اخیر به علت مراقبت های بهداشتی و بهبود غذا، قد این مردم رشد داشته، می توان قسمتی از علت کوتاهی قد را فقر غذایی دانست؛ فقر ممتد به کوتاه قدی آنها دامن زده است.

در این میان، بچه کد خدای سابق روستا را می بینیم که بلند قدتر از بقیه اهالی است. می توان حدس زد که خانواده آنها از نظر وضع غذا شرایطی بهتر داشته اند. گرچه، با وجود رشد قد اهالی ماخونیک، هنوز هم به طور متوسط کوتاه قد به حساب می آیند. از اهالی ماخونیک می پرسم آیا تخفیفی دانشگاهی توسط مراجع علمی و دانشگاهی و پزشکی برای مشخص شدن علت کوتاه قدی آنها صورت گرفته است یا نه؟ اینکه معلوم شود آیا کمبود غذا در گذشته، با وضعیت جغرافیایی باعث این موضوع شده یا ژنتیک؟ می گویند چنین کاری صورت نگرفته است.

 

ماخونیک

سفر به روستای ماخونیک

 

می خواهیم به دیدن چشمه ماخونیک برویم و نانوای ماخونیک از روی پشت بام مسیر را نشان مان می دهد. در کوچه های روستا خانه هایی را می بینیم که مربوط به گذشته ماخونیکی هاست؛ زمین را به صورت یک متر دایره وار گود کرده اند، با دیواری تقریبا یک متری که روی آن را با شاخ و برگ درختان کوهستانی پوشانده اند. درِ خانه ها زیر یک متر است و باید نشسته وارد آنها شد. علت کوچکی خانه ها هم احتمالا نبود مصالح کافی است؛ چون در گذشته نه تیر چوبی بلند و صاف در این کوهستان یافت می شده نه زندگی محدود آنها اجازه استفاده از خشت و قالب و رشد معماری را می داده است.

گودی خانه ها، هم مصالح کمتری می برد و هم به استحکام آن کمک می کرد و علاوه بر این ها گودی خانه ها در زمین، در زمستان و تابستان باعث تعدیل هوا می شد؛ یعنی اتاق ها در زمستان گرم تر و در تابستان خنک تر هستند. درِ اتاق ها اغلب کوتاه هستند که برای ورود باید دولا شد یا نشسته وارد پاره ای از آنها شد.

برج دیده بانی قدیمی ماخونیکی ها هم در میان روستا قرار گرفته و نشان می دهد روستا دیوار قلعه نداشته که البته طبیعی است؛ امکانات کم آنها و فقر محیط و مردم اجازه ساختن دیوار قلعه را به آنها نمی داده است. از محلی ها می پرسم برج دیده بانی در میان روستا به چه کار می آمده؟ می گویند که هشدار دهنده بود؛ دیده بان در برج که بلند ترین جای روستاست با خبر دادن به مردم باعث پراکنده شدن آنها می شده. می گویند مردم در قدیم با پراکنده شدن در کوه از دست ترکمن ها فرار می کردند؛ برخی قبایل ترکمن که در گذشته به آنها حمله می کردند و آنها را مورد تاراج قرار می دادند.

 

روستای ماخونیک

سفر به روستای ماخونیک

 

 

آب بر خاک

چند بچه دبستانی راهنمای ما می شوند برای رفتن به سرچشمه آب، در شرق روستای ما خونیک، یک چشمه آب شیرین وجود دارد که در آن دو اطاقک (از همان اطاقک های کوچک روستا) بالای چشمه ساخته اند می گویند در قدیم بنا به رسم خود، در یکی داماد و در دیگری عروس را حمام دور این درخت گردانده می شدند و سپس راهی روستا می شدند؛ البته امروز دیگر این رسم برچیده شده است. چشمه کم آب است ولی آب شیرین دارد.

هنوز هم آب آشامیدن مردم از همین چشمه تهیه می شود، چون آبی که برای آنها کشیده اند کمی شور است و فقط به مصرف شست و شو و حمام می رسد. در زیر چشمه، گودالی در خاک کنده شده تا آب چشمه در آن جمع شود و اینطور که معلوم است ساخت آن به چند سده پیش می رسد. آب پس از جمع شدن به قطعه های کوچک زمین کشاورزی در زیر گودال هدایت می شود.

گودال زیر چشمه ماخونیک هنوز خاکی است و این سئوال را به ذهن می رساند که چرا هیچ ارگانی برای کمک به مردم روستا این گودال را سیمان نکرده است؟ تنها با مقداری سنگ، سه ماشین ماسه و حداکثر ۵۰ کیسه سیمان می توان زیر چشمه ماخونیک ساخته شود آب کمتر هدر می رود و می توان آب شیرین را به حوضی در مرکز روستا هم منتقل کرد تا در روزهای سرد و بارندگی مسیر برداشت آب شیرین کوتاه شود و حتی می توان با آبیاری قطره ای تعداد درختان باغچه ماخونیک را افزایش داد.

در پایین دستِ چشمه هم ۱۰، ۱۲ قطعه زمین به مساحت تقریبی ۲۰ تا ۳۰ متر مربع قرار دارد که دور آنها سنگچین شده است. در هر کدام یک یا دو درخت عناب وجود دارد که اشتراکی است امروز به دلیل رشد جمعیت و کمی عناب ها می گویند خانواده ای یک مشت عناب بیشتر گیرمان نمی آید باعث تعجب این است که آنها فقط عناب کشت کرده اند، درختان دیگری مثل توت که می توانسته هم نقش غذا و هم نقش میوه داشته باشد و نیازهای قندی آنها را فراهم کند، کشت نکرده اند در مورد اینکه چرا فقط درخت عناب کشت کرده اند می پرسم کسی چیزی نمی داند عناب و به قول خودشان درخت برگ، نماد روستای ماخونیک است.

می گویند در زیر عناب ها شغلم و چغندر هم کشت می کرده اند، گاهی هم سیر و زعفران برای مصرف خودشان آنها در پاییز و زمستان شلغم را با شیر می پخته اند و به جای غذا مصرف می کرده اند. از کشت حبوبات و جو و گندم در آنجا خبری نبوده است. گندم و جو و مورد نیاز خودشان را از دشت های پایین کوه می خریده اند که با توجه به فقر محیط و درآمد کم آنها، قدرت خرید جو و گندم شان هم کم بوده که همان مقدار را هم فقط با آسیاب های دستی (اَسک) آرد می کرده اند.

خودشان می گویند در گذشته به علت کمبود آرد، نرمه چوب اره شده را (خاک اره) با آرد مخلوط می کرده و خمیر می کرده اند و با آن نان می پختند. کوه های اطراف هم فقط میوه «بِنِه» داشته که پس از جمع آوری و خشک کردن در پاییز و زمستان کوبیده آن را به صورت های مختلف با آرد، شلغم و چغندر مصرف می کرده اند.

 

روستای ماخونیک

سفر به روستای ماخونیک

 

 

آمار و ارقام روستا

چون روز جمعه به ماخونیک آمده ایم، خانه بهداشت باز نیست تا از آمار جمعیتی روز روستا با خبر شویم. فقط آمار دانش آموزان را توسط دانش آموزان مدرسه به دست می آوریم. ماخونیک ۹۰ دانش آموز دارد؛ ۶۰ دانش آموز ابتدایی و ۳۰ دانش آموز راهنمایی. آمار جمعیت روستا براساس سر شماری سال ۱۳۸۵، ۵۸۲ نفر بوده و بنابراین از هر ۱۳ نفر دو دانش آموزند. در این روستا وضع کار به هیچ وجه خوب نیست.

هر خانواده چند راس دام دارد که به گفته خودشان همان ها هم مریض می شوند و می میرند. می گویند دارو هم اثر ندارد و نمی دانند علت چیست. ماخونیکی ها به علت فقر محیط نمی توانند تعداد زیادی دام داشته باشند چون جمع آوری علوفه، که با جمع آوری برگ درختان کوه انجام می شود کاری مشکل و طاقت فرساست. به گفته خودشان در کوه های بالادست هم چشمه ای وجود ندارد.

یکی شان می گوید درختچه های «تاغ» که در دشت برای مبارزه با شن های روان و کویر زدایی کشت می شوند در کوه خوب رشد می کنند. سه تاشان که بذرشان احیاناً با پشکل گوسفندان به کوه منتقل شده به صورت سه درختچه بزرگ و سبز و شاداب تناور گشته اند. جای شگفتی است که نه مردم و نه ارگان های دولتی از این آموزش مجانی طبیعت درس لازم را نگرفته اند تا تعدادی از این درختچه ها را در کوه کشت کنند تا از فقر علوفه اطراف ماخونیک بکاهند. در ماخونیک فقط تعدادی دار قالی برپاست که با توجه به درآمد کم آن، کارساز نیستند.

می گویند مشاغلی نظیر سفالگری، ریسندگی، جاروبافی، پارچه بافی و جوراب بافی در گذشته وجود داشته که امروز کارکرد خود را از دست داده اند. چند معدن سنگ در اطراف ماخونیک وجود دارد که تعدادی از اهالی در این معدن ها کار می کرده اند اما در سه، چهار سال اخیر به علت تحریم ایران توسط کشورهای غربی این معدن ها خوابیده اند و باعث بیکاری اهالی شده اند. حالا ماخونیکی ها باید برای کارگری راهی شهرهای اطراف شوند که نزدیک ترین آنها بیرجند در ۱۳۵ کیلومتری است.

از خشکسالی این سال ها می پرسم که می گویند زندگی دام های اندک شان هم در خطر است. خشکسالی های اخیر بر روی مراتع، آب چشمه و تعداد دام روستا تاثیر گذاشته است. امروز مردم ماخونیک از امکانات جاده آسفالته، مدرسه ابتدایی و راهنمایی، خانه بهداشت، تلویزیون، مغازه، نانوایی، آب، برق، تلفن، تعمیرگاه موتور سیکلت، وسیله حمل و نقل به شهر، مکتب خانه و مسجد برخوردارند.

با تمام اینها با سفر به ماخونیک گویی به گذشته سفر کرده ایم. مردم ماخونیک مردمی سختکوش، مقاوم و تلاش گرند که سعی کرده اند خود را با طبیعت سخت اطراف خود سازگار کنند و با یک زندگی ساده بر پیرامون خشک خود چیره شوند گر چه در گذشته از کم غذایی رنج می برده اند ولی به علت زندگی در کوهستان و سختکوشی مردم سالم و سلامت اند. تعداد پیران در بین زنان بیشتر به چشم می خورند.

شنیده بودم که در گذشته اهالی ماخونیک تلویزیون نگاه نمی کرده اند و تلویزیون را شیطان می دانستند، ولی امروز همه تلویزیون دارند؛ حتی نام بچه ده ساله ای که همراه ماست نامی هندی است که نام قهرمان یک فیلم هندی است. در آغاز خیال می کنم شوخی می کند. می گویم مگر هندی هستی؟ ولی بچه های دیگر تأیید می کنند که نامش واقعا «جبارسینگ» است. احتمالا پدرش پس از دیدن فیلم «شعله» در سینمای شهر این نام را برای فرزندش انتخاب کرده است.

 

روستای ماخونیک

سفر به روستای ماخونیک

 

 

چرا ماخونیک؟

هر چه با خودم فکر می کنم اینان در دل این دره کوهستانی که هیچ راه درآمدی ندارند برای چه آمده اند و مانده اند ره به جایی نمی برم. حتی چشمه آب آنها قابلیت آبدهی ۵۰ درخت را نداشته، برای دامداری هم که این محیط خشک جای مناسبی نیست و حتی علوفه برای جمع آوری زمستان موجود نیست و آنها باید برگ درختان اندک کوه را در سنگلاخ ها جمع کنند.

پس این دره فقیر و این چشمه کوچک چگونه توانسته در طی قرن ها این روستا را در دامن خود نگه دارد. محققین احتمال که آنها در گذشته جزئی از اسماعیلیان قهستان بوده اند که برای حفظ خود و باورشان دست به دامان کوهستان شده اند تا از دست حکومت های مقتدر غزنوی، سلجوقی و خوارزمشاهی در امان باشند.

با حمله مغولان به ایران و تشکیل دولت های پس از مغول، مراکز اسماعیلیان از جنوب خراسان و الموت به شهر زور در آذربایجان و سپس به انجدان میان راه اصفهان و همدان، قائم آباد و شهر بابک جابه جا شد. با حمله افغان و از بین رفتن دولت صفویه، قاسم علی شاه امام اسماعیلیان مرکز اسماعیلیان را به «کَهَک» محلات منتقل کرد. همین جا به جایی ها و تحولات سیاسی ایران باعث کاهش نفوذ اسماعیلیان قهستان شد و بسیاری از اسماعیلیان از مذهب خود دست کشیدند.

از خود ماخونیکی ها در مورد زندگی شان در اینجا می پرسم و اینکه راجع به آن چه می دانند؟ چیزی شبیه افسانه بیان می کنند که شاید قسمتی از حقیقت هم در آن پنهان باشد. می گویند شاه عباس صفوی از جد آنها که عباس نامی بوده و دام و شتر داشته می پرسد کجا را می خواهی دشت یا کوهستان را؟ او می گوید کوهستان را چون دام و شتر دارم. شاه عباس به او می گوید برو به کوهستان ولی ضرر کردی.

او می آید به اینجا و سنگ بنای روسنا را او می گذارد. البته امروز شتر در دام های این روستائیان نمی بینیم و فقط خانه ای سه یا چهار بز و گوسفند دارند که لبنیات خانواده را تأمین می کنند. از مصرف گوشت شان در گذشته می پرسم می گویند خیلی کم مصرف می شد چون دام ها جهت لبنیات و فروش نگهداری می شدند. قدرت خوردن گوشت هم کم بوده است. می گویند خانواده ای یک پرواری در سال می کشتند که آن هم فقط خاص زمستان بود و بنا به رسم مردم قسمت زیادی از این پرواری به همسایگان داده می شد.

 

ماخونیک شگفت انگیز

ماخونیک شگفت انگیز

 

خداحافظی با ماخونیک

زبان مردم ماخونیک فارسی است که با لهجه خاص خودشان صحبت می کنند و برای درست شنیدن و فهمیدن باید دقیق گوش داد. مذهب این مردم امروز سنی حنفی است. مهم ترین مشکل مردم ماخونیک، کار است که با مقداری سرمایه گذاری و مطالعه و الگو برداری از روستاهایی این چنین قابل حل است.

پس از گشتی ۵/۱ ساعته و گفت و شنود با مردم، گرچه دلم می خواهد بیشتر بمانم ولی به علت دوری راه تا بیرجند به ناچار تصمیم به بازگشت می گیرم. زنی جوان به ما می گوید اگر بیرجند می رویم شوهر او را هم ببریم. مرد با کمی تأخیر که گویی دل کندن و خداحافظی مشکل است می آید.

با وجود کمی جا با هم همسفر می شویم. مرد در راه کلاهش را بر می دارد تا به قول خودش با افغان ها اشتباه نشود و مجبور به توضیح برای نیروی انتظامی نشود. در راه روستایی نوبنیاد را نشان مان می دهد که عشایر بلوچ را ساکن کرده اند. از تعطیلی معادن سنگ می گوید که او مجبور شده است برای کارگری به بیرجند بیاید. نامش محمد است تازه ازدواج کرده و برج روستا محل نگهداری علوفه آنهاست. پس از رسیدن به بیرجند با او خداحافظی می کنیم و می فهمیم که تازه سفرمان به ماخونیک تمام شده است.

 

خانه هایی به قد انسان

معماری خانه ها در ماخونیک، آن را به یکی از شگفت انگیزترین روستاهای ایران تبدیل کرده است؛ خانه هایی که در گودی ساخته شده اند ودیوارهای آن تا حداکثر یک و نیم متر ارتفاع دارند. کوتاهی این خانه ها را در این عکس و در مقایسه با این دختر بچه ماخونیکی می توانید ببینید.

 

مغازه ای برای مایحتاج روستا

 

وجود یک نانوایی، بقالی، مدرسه و خانه بهداشت، چند سالی است که وضع مردم را بهتر کرده است. در این بقالی گرچه همه چیز را نمی توان یافت، اما مایحتاج اولیه مردم تامین می شود. این پیرمرد ماخونیکی که در مغازه خود نشسته، تاکنون گردشگران زیادی را در این روستا دیده که بیشتر به خاطر شهرت قد کوتاه مردم آن به دیدن روستا آمده اند.

سفر به روستای ماخونیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود PDF روشهای کاهش هزینه سفر
تا دقایقی دیگر لینک مستقیم PDF به ایمیلتان ارسال می شود.
Increase more than 700% of Email Subscribers!
Dolor aliquet augue augue sit magnis, magna aenean aenean et! Et tempor, facilisis cursus turpis tempor odio. Diam lorem auctor sit, a a? Lundium placerat mus massa nunc habitasse, arcu, etiam pulvinar.
  • Goblinus globalus fantumo tubus dia
  • Scelerisque cursus dignissim lopatico
  • Montes vutario lacus quis preambul den
  • Leftomato denitro oculus softam lorum
  • Spiratio dodenus christmas gulleria tix
  • Dualo fitemus lacus quis preambul pat
  • Montes vutario lacus quis digit turtulis
  We hate spam and never share your details.
دانلود PDF روشهای کاهش هزینه سفر
فقط چند لحظه تا دانلود فایل PDF فاصله دارید.
ما هم مانند شما از ایمیل های اسپم متنفریم.
خبرنامه ویزای کشورهای مختلف
این خبرنامه ویژه اخبار و رویدادها در زمینه ویزای کشورهای مختلف می باشد. برای کسب اطلاع از رویدادهای گردشگری، می توانید به صفحات دیگر سایت مراجعه کنید.
SUBSCRIBE TO NEWSLETTER
Turpis dis amet adipiscing hac montes odio ac velit? Porta, non rhoncus vut, vel, et adipiscing magna pulvinar adipiscing est adipiscing urna. Dignissim rhoncus scelerisque pulvinar?
پس از وارد کردن ایمیل، pdf شروع به دانلود می کند.