سفرنامه آسیا
مرداد ۵, ۱۳۹۴
پراگ چک
مرداد ۵, ۱۳۹۴
نمایش همه

پراگ چک

 خاطرات سفر به دور اروپا(۲۰۱۳) – پراگ۲ (چک) – گشت شهری با لیدر محلی

 فرودگاه پراگ نسبتا بزرگ و مجهزه که آدم می تونه یکی دوساعتی خودشو اونجا سرگرم کنه. بازم متاسفانه این صرافهای سرگردنه فرودگاه با نرخهای وحشتناکشون چاره ای برامون باقی نذاشتن و بالاجبار حدود ۳۰ یورو با قیمت و کارمزد پایین چنج کردیم تا فعلا اموراتمون بگذره! بعدشم طبق معمول رفتیم سراغ کیوسک راهنمای توریست که این بارم برخلاف رسم معمول سایر کشورها از نقشه مجانی خبری نبود! با این حال متصدی مربوطه که پسر جوونی بود با حوصله مسیر اتوبوس و مترو تا هتلمونو برامون مشخص کرد که یکم با مسیر پیشنهادی گوگل دایرکشن متفاوت بود! اما ماهم مثل ۲تا بچه خوب با خرید بلیط اتوبوس تک سفره به قیمت هرعدد ۳۵ کرون ( هر دلار حدود ۲۰ کرون) که فقط ۹۰ دقیقه اعتبار داشت از جلوی فرودگاه سوار اتوبوسی شدیم که مقصد آخرش ایستگاه مترو خط سبز بود.

http://s5.picofile.com/file/8124078668/DSC02474.jpg

بطورکلی از فرودگاه پراگ ایستگاه مستقیم مترو وجود نداره و بایستی با اتوبوس شماره ۱۱۹ تا اولین ایستگاه مترو خط سبز با نام Dejvicka بیاین. البته یه اتوبوس اکسپرس هم از فرودگاه تا ایستگاه مرکزی قطار وجود داره که قیمتش برای هر سفر ۵۰ کرون هستش. هرچند این خط از منطقه مرکزی شهر که بیشتر هتل های توریستی اونجا قرار دارن نمی گذره!

http://s5.picofile.com/file/8124078650/DSC02473.jpg

با این حال مترو پراگ با ۳ خط اصلیش مثل اکثر شهرهای اروپای شرقی وسیله ای حیاتی برای دسترسی سفرهای داخل شهری به حساب می یاد. این ۳ خط عبارتند از خط سبز(A)، خط زرد(B) و خط قرمز(C) که البته بیشتر جاهای دیدنی منطقه قدیمی شهر تو نزدیکی ایستگاههای خط سبز ( ایستگاه موشتاک) قرار داره!

از اینا که بگذریم وقتی با اتوبوس شماره ۱۱۹ و سپس مترو از ایستگاه موشتاک بالا اومدیم به یکبار خودمونو تو قلب خیابون قدیمی و سنگفرشی شهر یافتیم که پر بود از توریست های رنگ و وارنگ خارجی! در حالیکه نسیم خنکی می وزید، حتی مختصر آفتابی که از لابه لای ابرا بیرون زده بود هم نمی تونست با پوشش لباسی معتدل ما که بر مبنای آب و هوای ایتالیا تناسب داشت سرما رو به یادمون نیاره!

http://s5.picofile.com/file/8124078542/DSC02432.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078634/DSC02444.jpg

اولش یکم هاج و واج مناظر اطراف رو تماشا کردیم و ناخودآگاه مات و مبهوت موسیقی زنده نوازندگان محلی شدیم! از شهر زنده ای مثل پراگ با اون هم وصف رویائیش انتظار دیگه ای هم نمی رفت!

http://s5.picofile.com/file/8124078618/DSC02441.jpg

بعد از دقایقی با یادآوری زمان کم اعتبار ۹۰ دقیقه ای بلیط تک سفرمون، با پرسش از یه عابر جوون سوار بر تراموای شماره ۹ به هتل مورد نظرمون رسیدیم. این تراموای شماره ۹ خیلی کاربردیه و یجورایی ماشالله از نصف شهر عبور می کنه!

http://s5.picofile.com/file/8124078250/DSC02081.jpg

خدا رو شکر تو پراگ هم آدمهای داوطلب برای پرسیدن زیاد هست و مهمتر اونکه تقریبا همه انگلیسی هم بلدن!

هتل محل اقامتمون در نزدیکی منطقه شهر قدیمی و جای نسبتا با کلاسی به شمار می اومد. خوشبختانه در مقایسه با قیمت شبی ۲۸ یوروئیش کیفیتشم بسیار مناسب و تمییز بود. انگاری صاحب هتل هم کره ای بودن چون علاوه بر چهره های تابلوشون یه پرچم کره جنوبی رو هم در لابی هتل آویزون کرده بودن!

http://s5.picofile.com/file/8124078292/DSC02085.jpg

خبر خوب اینکه دوست خوبمون مارتین که همکلاس دوره تورین مون در هفته گذشته بود کلی اصرار کرده بود که روز اول لیدر ما باشه و حداقل برای چندساعتی مارو با شهرشون آشنا کنه! واسه همینم از شب قبل ساعت ۱۱٫۳۰ صبح رو قرار گذاشته بودیم بیاد دنبالمون! درست چند دقیقه بعد از حضور ما درهتل که خوشبختانه با تحویل زودهنگام اتاق هم همراه شد مارتین هم رسید و به همین خاطر بدون فوت وقت با دیدن مارتین و گرفتن یکی دوتا نقشه مجانی شهر از رسپشن، رسما گردش شهری ما در پراگ آغاز شد!

با پیشنهاد مارتین اول کار با پرداخت نفری ۱۱۰ کرون ۲ تا کارت ۲۴ ساعت حمل و نقل رو از یه سوپرمارکت کوچیک نزدیک هتل خریدیم تا در نتیجه دیگه مشکل ترددمون حداقل تا فردا ظهر حل شده باشه!

مقصد همون ایستگاه موشتاک بود جایی که شور و تحرک توریست های خارجی به آدم انرژی می ده و ما ساعتی پیش این لذت رو کم و بیش چشیده بودیم!

 اول کار از مارتین خواستیم که لطفا یه جای مناسب برای چنج پولمون پیدا کنه. اما بعد وقتی وارد یه صرافی سر راه شدیم با شنیدن نرخ ترکمنچایی اش که برای چنج مبالغ کمتر از ۵۰۰ دلار پیشنهاد می دادن کلمون سوت کشید! خود مارتینم باورش نمی شد و گفت که اینکه خیلی نامردیه!!! درواقع یجورایی یک نوع کلاهبرداری رایج بود که توریست ها رو سرکیسه می کردن! یعنی اولش یه نرخ خوب رو روی تابلوشون زده بودن که آدم فکر می کرد منصفانه است اما بعدا یه گوشه زیر تابلو نوشته بودن که این نرخ برای مبالغ بالای ۵۰۰ دلار محاسبه میشه و برای مبالغ کمتر نرخ مبادله متفاوته و یا کمیسیون کم میشه! احتمالا بدون کمک مارتین ما از این موضوع سردرنیاورده بودیم و کلی سرکیسه می شدیم!

با پیشنهاد مارتین این بار وارد یه بانک شدیم و یکم پول با نرخی نسبتا منصفانه تر چنج کردیم!

دقایقی بعد از اونجا که دیگه خیالمون بابت پول راحت شده بود با لیدری مارتین در کوچه پس کوچه های شهر قدیمی گشت و گذار آغاز شد و از اونجا که دیگه ظهر شده بود، عطر غذاهای خوش شکل و لعاب پراگی در سراسر خیابون ها می پیچید تا توریست های گشنه رو برای جذب مشتری ترغیب کنه! حالا بگذریم که بوی خوک درسته کباب همچی چنگی هم به دل نمی زنه!

با همراهی مارتین تا میدون اصلی و تاریخی مرکز شهر قدیمی پیش رفتیم و از شانس ما همون ساعت ۱۳ بود که صدای زنگ و حرکت مجسمه های ساعت قدیمی و نجومی برج  شهرداری میدون برامون به نمایش دراومد.

http://s5.picofile.com/file/8124077868/DSC01956.jpg

قدمت این ساعت به قرن ۱۴ میلادی بر می گرده  و از نظر قدمت رتبه سوم رو تو جهان داره. سر ساعت مجسمه کوچک حواریون مسیح بر دریچه کوچیک بالای ساعت نمایان شدند و البته دو یا سه دقیقه بعد کل مراسم تموم شد. همین! این واقعه اینقدر که توریستها منتظرش بودن جذاب نبود برای همین همه در حالی که سرخورده شده بودن متفرق شدن!

http://s5.picofile.com/file/8124078434/DSC02429.jpg

تو این حین مارتین تند و تند داستان و ویژگیهای این ساعت تاریخی رو برامون شرح می داد برای مثال گفت در کنار ساعت چهار مجسمه‌ قرار دارند که نماد چهار ویژگی ناپسندند. به ترتیب از چپ به راست اولی تکبر است، دومی خسیسی، سومی مرگ و چهارمی خوشی است!

بر اساس یاداشت های دوست خوبمون نکیسا نورائی صفحه اصلی ساعت با دو رنگ آبی (به نشانه روز) و قرمز (به نشانه شب) مزین شده.

نکته ناراحت کننده ای که مارتین در مورد این ساعت برشمرد، حق ناسپاسی پادشاه در برابر طراح و سازنده این اثر بود که برای جلوگیری از امکان ساخت این ساعت برای دیگران دستور داد اون بیچاره رو کور کنن! البته مارتین گفت که این افسانه است و واقعاً معلوم نیست چقدر واقعیت داشته باشه!

http://s5.picofile.com/file/8124078426/DSC02428.jpg

برای بالا رفتن از برج ساعت و دیدن مناظر اطراف ورودی حدود ۱۰۰ کرون بود. اما عجالتا ما خسته تر از اون بودیم که بتونیم با حس ناخوشایند بالارفتن از پله ها فعلا کنار بیایم!

http://s5.picofile.com/file/8124077950/DSC01970.jpg

درست چسبیده به ساختمون برج ساعت، بنای ورودی شهر زیرزمینی پراگ قرار داره که البته ذیق وقت و همراهی مارتین موجب شد که قید دیدنش رو بزنیم. هرچند دوست خوبمون نکیسا نورائی تصویر قشنگی از این مکان ارائه کرده که کم از دیدار از نزدیک اونجا نیست!

http://s5.picofile.com/file/8124077900/DSC01967.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078492/DSC02431.jpg

نکیسا می نویسد:

http://s5.picofile.com/file/8124078692/Naksa1.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078718/Naksa2.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078726/Naksa3.jpg

عکس از نکیسا نورایی

دقایقی بعد با ورود به میدون قدیمی شهر (Old Town) مارتین با حرارت تاریخچه و ماجرای تک تک بخش های میدون رو شرح می داد و از اینکه کلیسای روبرو که سبک باروک بود قدمتی چند صد ساله داره و ساختمون کناریش تو میدون قدیمی ترین بنای منطقه محسوب میشه برامون تعریف کرد و ما رو با خودش به گذشته پر ماجرای شهر برد!

http://s5.picofile.com/file/8124077968/DSC01978.jpg

او شرح داد که در جنگ جهانی هم پراگ راحت تسلیم شد و در نتیجه خرابی زیادی به بار نیومد. البته روایت دیگه ای هست که میگه هیتلر پراگ رو خیلی دوست داشت و نذاشت بمبارونش کنن!

در ادامه مارتین از حکومت کمونیست و تاثیرات اون در اون دوران سخن گفت. اینکه همسایه به همسایه اعتماد نمی کرده و تو یه جمع همه با ترس و وحشت از جاسوسی دیگران جرات ابراز خودشونو نداشتند و همه به هم خیانت می کردن!

http://s5.picofile.com/file/8124077984/DSC01979.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078092/DSC02003.jpg

بخشی از میدون رو هم نشون داد که روی زمین ۲۷ تا صلیب کشیده بودند که گفت در اون نقطه اتریشیها ۲۷ نفر از رهبران پروتستانها رو تو قرن ۱۷ میلادی اعدام کردن!

http://s5.picofile.com/file/8124078042/DSC01983.jpg

وسط میدون پر شده بود از توریست های رنگ و وارنگ خارجی! و طبیعتا برای هنرمندان دوره گرد فرصت ممتازی برای کسب درآمد فراهم شده بود.

http://s5.picofile.com/file/8124078568/DSC02433.jpg

ساعتی بعد گشت میدون اصلی تموم شده بود و این بار هم با پیشنهاد مارتین به یه رستوران محلی خوشنام وارد شدیم که مارتین کلی از غذاهاشون تعریف می کرد.

http://s5.picofile.com/file/8124078068/DSC01986.jpg

با بازارگرمی مارتین یه پرس گولاش که غذای محلی اروپای شرقی محسوب میشه با یه پرس شنیتسل رو سفارش دادیم و با کلی تعریف و تمجید مارتین با اشتها و ولع زیاد شروع به خوردن کردیم.

اول کار رو میز یکم نون گذاشتن اما ما هم نجابت کردیم و گفتیم زشته تا قبل از سرو غذای اصلی بهش دست بزنیم! اما بعد که غذای اصلی رو آوردن یارو گارسونه بی تعارف نونو ورداش برد و ما رو خمار اون نون ها گذاشت! هرچند خود مارتین که قبلش سوپ سفارش کرده بود بخشی از نون هارو خرد کرد و ریخت تو سوپ تا با آب تیلیت شده اش پیش غذا رو شروع کرده باشه!

هر دو غذای اصلی خوشمزه و لذیذ بودن اما راستش مگه بی نون شکم ما ایرونی ها سیر میشه! اونم برای اون همه انرژی که ما برای گشت های روزانه احتیاج داشتیم!

کنار گولاش یه چند تیکه از یه غذای سنتی با نام Knedlik که ترکیب سیب زمینی و آرد بود گذاشته بودن که بی شباهت به نون نبود و ماهم خواستیم تا به سبک نون تیکه اش کنیم و با دست بخوریم اما مارتین یکی دوباری تذکر داد که این نون نیست و نباید با دست خوردش!!!

 آخر کار با دیدن صورتحساب ۴۹۰ کرونی ( حدود ۲۵ دلار) یکم وا رفتیم اما چاره ای نبود و حداقل به یه بار تجربه اش می ارزید!!!

بعد از خروج از رستوران و یکمی قدم زدن از مارتین که می خواست بره دانشگاه خداحافظی کرده و برای سفر به ایران دعوتش کردیم. اونم گفت چون فعلا دانشجو هست، درآمد و پس اندازش خیلی محدوده و کمتر امکان سفر رفتن رو داره.

http://s5.picofile.com/file/8124078026/DSC01980.jpg

بعد از ترک مارتین میدون قدیمی شهر بازم اونقدر برامون جذابیت داشت که دقایقی رو به مرور زیبایی های متعددش اختصاص بدیم. تو این حین اضافه شدن عروس و دامادی که مشغول گرفتن عکس های یادگاریشون بودن هم داستان رو زیباتر می کرد.

http://s5.picofile.com/file/8124078184/DSC02018.jpg

http://s5.picofile.com/file/8124078150/DSC02017.jpg

 با ترک مارتین ماهم که امروز از ۴ صبح زابراه شده بودیم و سرمون حسابی سنگینی می کرد گفتیم بهتره یه یه ساعتی تو هتل استراحت کنیم و بعد گشت عصرگاهی رو با انرژی مضاعفی آغاز کنیم!

 منبع: وبلاگ خاطرات سفر – شیما و علی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود PDF روشهای کاهش هزینه سفر
تا دقایقی دیگر لینک مستقیم PDF به ایمیلتان ارسال می شود.
Increase more than 700% of Email Subscribers!
Dolor aliquet augue augue sit magnis, magna aenean aenean et! Et tempor, facilisis cursus turpis tempor odio. Diam lorem auctor sit, a a? Lundium placerat mus massa nunc habitasse, arcu, etiam pulvinar.
  • Goblinus globalus fantumo tubus dia
  • Scelerisque cursus dignissim lopatico
  • Montes vutario lacus quis preambul den
  • Leftomato denitro oculus softam lorum
  • Spiratio dodenus christmas gulleria tix
  • Dualo fitemus lacus quis preambul pat
  • Montes vutario lacus quis digit turtulis
  We hate spam and never share your details.
دانلود PDF روشهای کاهش هزینه سفر
فقط چند لحظه تا دانلود فایل PDF فاصله دارید.
ما هم مانند شما از ایمیل های اسپم متنفریم.
خبرنامه ویزای کشورهای مختلف
این خبرنامه ویژه اخبار و رویدادها در زمینه ویزای کشورهای مختلف می باشد. برای کسب اطلاع از رویدادهای گردشگری، می توانید به صفحات دیگر سایت مراجعه کنید.
SUBSCRIBE TO NEWSLETTER
Turpis dis amet adipiscing hac montes odio ac velit? Porta, non rhoncus vut, vel, et adipiscing magna pulvinar adipiscing est adipiscing urna. Dignissim rhoncus scelerisque pulvinar?
پس از وارد کردن ایمیل، pdf شروع به دانلود می کند.